عشق ..... "ش

چه واژه ای عظیمی .

احساسی که انسان رو به هر کاری وا می داره .

……

اینجا یکی نیس که منو بشکنه ؟

کی می گه من شکستنی نیستم ..... یه امتحان کنین

تکه تکه شم !

نه ،

پودر شم که دیگه نشه جمعم کرد .

اره ؛ اینجوری بهتره !!

....

کسی نیست ؟

فقط زیر اسمون باشه .

اره ،

که با اولین بارون خیس شم .

با اولین قطره بارون

چقد دلم بارون می خواد ......

" بارون "

چه جوری به خودم اجازه می دم همچین کلمه مقدسی رو به زبون بیارم ؟؟؟

نمی دونم .؟؟

بعضی وقتا خوبه ادم یه چیزایی رو ندونه .

چون هر وقت که احساس کنی می فهمی و می دونی ...... دیگه مسولیت داری !

اره ،

بعضی موقع ها نفهم بودن به درد می خوره .....

نه؟

......

کسی نیست ؟

بعد از اینکه بارون خوردم منو بریزه تو خاطره ها و بزاره که جام رو هم بارون بشوره .

.

ازخاطره ها فقط یه یاد باقی می مونه ...... و یه گذشته !!

اره ،

اینجوری بهتره ؛

اینجوری خیلی بهتره .

.

کسی نیست ؟

کسی نیست منو بشکنه ؟